خودشکوفایی؛ انسانی باش که میتوانی بشوی

خودشکوفایی

 

اگر بتونی خودشکوفا بشی میتونی به هدف و معنای زندگی خودت پی ببری

اگر به هدف و معنای زندگیت برسی میشه گفت که حقیقتا زندگی کرده ای 

Self-actualization

با ما همراه باش تا در  دنیای جذاب و شگفت انگیز خودت بتونی قله های خودشکوفایی رو پیدا کنی

 

مفهوم خودشکوفایی توسط آبراهام مازلو و بعنوان بخشی از مفهوم سلسله مراتب نیازهای مازلو مطرح شد. ولی امروزه این مفهوم چیزی گسترده تر از مفهومی است که در ابتدا بیان شد ولی همچنان دانشجویان روانشناسی از خودشکوفایی بعنوان راس هرم مازلو نام می برند. در این مقاله در ابتدا مروری خواهیم داشت بر مفهوم خودشکوفایی و آن را تعریف خواهیم کرد و در ادامه مبحث جذاب روانشناسی مثبت گرا را به اندازه کافی به بحث میگذاریم.

 

شاید مایل باشید که قبل از مطالعه ادامه مقاله کتاب خودشکوفایی را دانلود کنید و بعدا آن را مطالعه کنید. 

 

خودشکوفایی چیست؟

اگر چه که ارتباط تنگاتنگی بین خودشکوفایی و مازلو وجود دارد ولی این مفهوم برای اولین بار توسط کورت گلداشتاین معرفی شد. از نظر گلدشتاین خودشکوفایی فرد تبدیل شدن به خود است که یک مفهوم کلی است (تبدیل شده به خود بعنی اینکه یک فرد بفهمد که خود فرد و محیط اطراف فرد دو بخش  از یک واجد بزرگتر می باشند) و و فرآیند تبدیل شدن به خود یک نیروی قدرتمند برای به جلو حرکت کردن و منشا رفتارهای انسانی است.

 

مازلو در مقاله انگیزه انسانی از خودشکوفایی با این جمله رونمایی کرد که؛ هر انسانی موظف است همانی بشود که میتواند 

پس تعریف روانشناختی خودشکوفایی میتواند به شکل زیر باشد:

فرآیندی روانشناختی که بدنبال افزایش حداکثری استفاده انسان از توانایی و منابع پیش رویش است. این فرایند میتواند در اشخاص مختلف به شکل های مختلف بروز کند (کوتر و همکاران ۲۰۰۷).

 

اگر بخواهیم به زبان ساده تر تعریف کنیم باید از خودشکوفایی بعنوان شناخت کامل خلاقیت ها، پتانسیل های ذهنی و احتماعی توسط نیرو و انگیزه درونی نام برد که هدفش دریافت پاداش بیرونی همانند پول و جایگاه و قدرت نیست.

بنابراین انگیزه های و نیروهای درونی بخش مهم و حیاتی از رسیدن به خودشکوفایی هستند و هر کسی برای تجربه خودشکوفایی در زندگی یا باید بدنبال انگیزه های درونی خودش باشد یا اینکه باید انگیزه های درونی ایجاد نماید. شاید بهترین راه برای رسیدن به این مهم این است که بایستیم و ببینیم و خودمان را به درستی تحلیل  کنیم تا به جایگاه و وضعیت فعلی خودمان در زندگی پی ببریم و سپس با اتخاذ تصمیمات مهم و کاربردی به ادامه مسیر بپردازیم.

 

فراموش نکنیم که زندگی کوتاهتر از آن است که تماما به بی خبری و آزمون و خطا بگذرد، شاید یک جایی همین نزدیکی ها خیلی دیر شود

 

نظریه خودشکوفایی و سلسله مراتب نیازهای مازلو 

نظریه خودشکوفایی که توسط مازلو مطرح شد بسیاری دورتر از آن چیزی است که واقعیت امروز جامعه است ولی آنچه که در ابتدا بیان شد شامل ۵ نیاز عمده به شرح زیر می باشد:

  • نیازهای فیزبولوژیک
  • نیازهای امنیت
  • نیازهای عشق و تعلق
  • نیازهای عزت و احترام
  • و خودشکوفایی

 

خودشکوفایی

 

همانظور که در شکل فوق مشاهده می کنید نیازهای ۵ گانه خود به اجزای کوچکتری تقسیم می شوند که از نظر مازلو هر سطح بایستی ارضاء شود تا بتوان به نیاز سطح بالاتر رسید. در نتیجه در آن زمان عقیده مطرح این بود که برآورده شدن نیازهای فیزیولوژیک پیش نیاز برآورده شدن نیازهای امنیت است؛ یعنی تا نیازهای فیزبولوزیکی شما برآورده نشود شما نمتوانید عزت نفس بالایی داشته باشید و در نتیجه راهی به موفقیت و خوشکوفایی نخواهید داشت.

شاید در نگاه اول اینگونه بنظر برسد ولی و منطقی بنطر برسد که اگر نیازهای فیزبولوژی من من جمله آب و غذا برآورده نشود من نمیتوانم امنیت و احترام و عزت نفس کافی داشته باشم و چون در پی رفع نیازهای فیزیولوژی خودم هستم در نتیجه زمان، انگیزه و انرژی کافی برای موفق شدن و خودشکوفا شدن ندارم.

منطق بسیاری از انسانها ممکن است این باشد که:

  • چطور وقتی من مسکن و سرپناهی ندارم و از امنیت شغلی و مالی کافی برخوردار نیستم برای مطالعه کردن و خودشناسی زمان بگذارم؟
  • چطور از من انتظار دارید که با وجود حقوق کم و اجاره نشینی و غذای سطح متوسط و هزینه های بالای زندگی از من انتظار داری دنبال معنا و رسالتم در زندگی باشم؟
  • چطور با بی پولی و بی شغلی از من انتظار دارید که از عشق و عاشقی حرف بزنم، این حرف ها  مال آدم های پولدار و بی دغدغه است نه مال ما

عاشقی به ما نیومده  . . . 

  • چطور وقتی من نمیدونم وعده غذایی بعدی من چیست و از کجا می آید از من انتظار دارید نگران احترام گذاشتن دیگران در مورد خودم باشم؟

ولی در ادامه موارد نقض بسیاری زیادی شناخته شد و انسان به این نتیجه رسید که این سلسله مراتب ها میتوانند با انعطاف پذیری بیشتری مورد تحلیل و نتیجه گیری قرار بگیرند و نبایستی چندان به این موارد بعنوان یک سلسه مراتب قطعی و حتمی نگاه کرد؛ زیرا افراد بی خانمان و فقیر زیادی شناسایی شدند که اعتماد به نفس بالایی دارند و توانستند به خودشکوفایی برسند در حالیکه گرسنه بودند و سر پناه نامناسبی داشتند و یا اصلا سر پناهی نداشتند)

تمام آنچه که باید در مورد آینده پژوهی بدانید

 

نظر شما چیه که در مورد آنتونی رابینز مطالعه کنید و سرنوشت وی را مورد تحلیل و واکاوی قرار دهید

 

حال که تعریف خودشکوفایی را میدانیم وقت آن است که ببنیم که خودشکوفایی چه شکلی است؟

هنرمندی که از هنر خود پول زیادی در نمیآورد ولی از انجام کار هنری لذت زیادی میبرد، شایدقرار است بزودی اتاق بزرگی برای وی بیفتد

پدری که هدفش تربیت فرزندانی است که باعث افتخار وی شوند و افراد مفیدی برای جامعه باشند و او از این طریق کمکی به بهتر شدن جامعه کرده باشد

فردی در یک شرکت یا موسسه که چندان هم ثروتمند و درامد زا نیست همچنان تلاش میکند تا زندگی انسانها را به سهم خود اندکی بهتر کند

 

یا میتوانیم از افرادی همانند آبراهام لینکلن رئیس جمهور فقید امریکا، آلبرت انیشتین نابغه نظریه پرداز، ویلیامز جیمز فیلسوف و روانشناس امریکایی، جین آدامز اولین زن برنده جایز نوبل و غیره نام ببریم که توسط مازلو بعنوان افراد خودشکوفا نام برده شده اند

همه این موارد نشان میدهد که افراد در زمینه های مختلف میتوانند به خودشکوفایی برسند؛ پس خودشکوفا شدن در مورد انسانهای مختلف به شکل های و از مسیر های مختلف است و میتواند در مورد هر فرد منحصر به فرد باشد.

 

خودشکوفایی

 

مطالعه ای جدیدا در سال ۲۰۱۷ توسط کرمز انجام گرفت که خودشکوفایی را از منظری غیر از روانشناسان مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان دادند که درک افراد از رسیدن به حداکثر کارایی به انگیزه های مربوط می شوند که باعث رسیدن انسانها به جایگاه و احترام می شوند.

در واقع از نظر افراد غیر روانشناس خودشکوفایی یعنی تحقق پتانسیل های درونی و انگیزه های لازم برای تحقق این پتانسیل ها، که باعث می شود افراد بصورت درونی خود را موفق بدانند و این همان احترام  و عزت است و تا حدی نیز بتوانند در خارج از خودشان یعنی محیط اطراف از نظر دیگران بعنوان یک فرد موفق در نظر گرفته شوند که این همان جایگاه است.

آنچه که از این نتیجه گیری میتوان فهمید این است که هم شاخص های داخلی و هم شاخص های خارجی هر دو برای رسیدن به احساس موفق بودن در زندگی لازم است و نمیتوان این مساله را تک بعدی مورد بررسی قرار داد و ادعا کرد همین که من از نظر خودم موفق هستم پس نیازی به نظر دیگران ندارم.

در اینجا من در تلاش هستم که تک بعدی نگری و افراط را از نتیجه گیری ها و برداشت های ذهنی دور کنم و این مساله را یادآوری کنم که خودشکوفایی مجموعه ای از جهات مختلف است که بایستی یک هماهنگی کامل بین احزای لازم صورت گیرد تا فرد به احترام و جایگاه مورد نظر دست یابد؛ تا هم از نظر خودش موفق باشد و هم از نظر دیگران موفق در نظر گرفته شود.

 

تاکید جملات بالا بر این است که اهمیت بین موفقیت و خودشکوفایی برجسته شود

و به این نتیجه برسیم که رسیدن به خودشکوفایی یک نیروی قدرتمند در ایجاد شادی و خوشبختی در زندگی انسانهاست

 

خودشکوفایی و روانشناسی مثبت گرا

دلیل ارتباط نزدیک خودشکوفایی یا روانشناسی مثبت گرا به مفهوم “رفاه” باز می گردد؛ اگر اندکی بیاندیشید متوجه میشوید که افراد خودشکوفا سطح رفاه بسیاری بالاتری در زندگی دارند.

آلبرت آلیس نشان داد که خودشکوفایی یعنی دنبال برتری و لذت رفتن است؛ آن چیزی که انسانها تمایل زیادی به آن دارند و دائما بر رسیدن به آن تاکید دارند.

من باید بهتری باشم

من باید نوبل آموزش بگیرم

من باید نفر اول المپیک بشم

و مواردی از این قبیل ما را به یاد تلاش انسانها برای برتری جستن بر دیگران می اندازد.

تمرکز افراد بر روی برتری و لذت نشانه ای از درک پتانسیل های درونی خودشان است که میتوانند بهترین باشند و اصطلاحا خودشان را شکوفا کنند و بیانگر ارتباط بین خودشکوفایی و رفاه است؛ اگر رسیدن به حداکثر کارایی و محقق کردن پتانسیل های درونی امری لذتبخش است پس میتوان انتظار داشت که سطح رفاه شما نیز افزایش مثبتی داشته باشد.

مطالعات بسیاری در حوزه روانشناسی مثبت گرا از خودشکوفایی بعنوان بخشی از رفاه نام برده اند. عده ای دیگر نیز تاثیر روانشناسی مثبت گرا بر روی رفاه را بررسی کردند و نتایج نشان داد که آموزش دیدن در حوزه روانشناسی مثبت گرا باعث افزایش سطح امیدواری، شادکامی، حضور ذهن و تمرکز و خودشکوفایی می شود.

 

بیاندیشید چطور امکان دارد بدون داشتن تمرکز و انرژی و انگیزه لازم بتوانیم براحتی سطح رفاه و شادکامی خودمان را افزایش دهیم؟

پس شاید زمان آن رسیده باشد که طرحی نو در اندازیم و نگاه و جهان بینی جدیدی به ادامه عمرمان در این دنیا داشته باشیم

 

موضوع مهم دیگری که علم روانشناسی سالها از آن غفلت کرده بود به مفهوم “پرورش خود واقعی” باز می گردد.

شاید لازم باشد ابتدا جنس انسان بخوبی شناخته شود

سپس هر فرد تلاش مضاعفی داشته باشد که خودش را به کافی ترین شکل ممکن بشناسد

استادی مسیر تسلط بر خویشتن

سپس بدنبال یافتن راههای محقق کردن پتانسیل های درونی اش برود

و حال به تنهایی یا با کمک یک مربی این پتانسیل ها را تحقق بخشد و از این طریق:

به انسانی تبدیل شود که می تواند تبدیل شود

 

پس باید اینگونه نتیجه گیری کنیم که خودشکوفایی به معنای پول بیشتر درآوردن یا رسیدن به جایگاه شغلی و اجتماعی بالاتر نیست؛ بلکه ایستادن در نقطه ای است که هر فرد میتواند با محقق کردن پتانسیل های درونی اش به حس رضایتمندی از زندگی برسد. از این طریق می توانیم درهای احتمالات مثبت را به روی محقق شدن خواسته ها و رویاهایتان باز کنید.

خودشکوفایی درباره رسیدن شما به آرزوهایتان است یعنی آنچه که در دسترس شما هست حال فرقی نمی کند که شما یک نفاش باشید، یک سیاستمدار یا استاد باشید؛ بلکه مهم این است که شما رضایتمند و خشنود باشید و در زندگیتان دستاوردهایی داشته باشید که از آن طریق معنای زندگی شما محقق شده باشد.

شاید بهشت واقعی در این دنیا آن جایی باشید که شما به رویاهایتان در زندگی دست یافته اید و از آن نقطه به گذشته، حال و آینده نگاه می کنید

چه حسی خواهید داشت؟

بخاطر داشته باشید که همه ی ما انسانها نابغه و شگفت انگیز آفریده شده ایم و اگر معمولی زندگی میکنیم و معمولی از دنیا میرویم به این خاطر است که نتوانستیم پتانسیل های درونی امان را کشف کرده و آنها را محقق کنیم؛ یعنی به خودشکوفایی نرسیده ایم.

همه ما انسانها با ظرفیت های غیر قابل باوری بدنیا آمده ایم که از آنها هیچ اطلاعی نداریم و آنها را محقق نشده از بین میبریم.

مطئنم که همین حالا در وجود شما یک موسیقی دان برجسته، یک ورزشکار المپیکی، یک برنده جایزه نوبل، یک انسان محبوب و مشهور منتظر کشف شدن و محقق شدن است  . . .

پس اندکی بیشر با خودت بیاندیش و در صورت نیاز با ما ارتباط بگیر تا همراه ماجراجویی های شما در مسیر خودشکوفایی باشیم

 

مثل همیشه دوست داریم در بحث ما مشارکت کنید و نظراتتان را برای ما بنویسد

 

0 0 رای ها
کیفیت مقاله
کاربر
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی ترین
جدیدترین پرطرفدارترین
Inline Feedbacks
مشاهده تمام دیدگاه ها
0
کوچینگ نوجوان
کاربر
1 سال قبل

با عرض سلام و درود به استاد عزیز
در واقع انجام دادن کاری که عاشقش هستی اعتماد به نفس ات را بالا میبره و من با تدریس بین نوجوانان این حس زیبا رو تجربه کردم و همه ی این ها رو مدیون شما بزرگوار هستم.
لذت و حس خوب آرامش رو با انجام دادن کار مورد علاقه ات بدست میاری با تاکید به اینکه به خودآگاهی درونی برسی و علایق و افکارت رو خوب بشناسی.

1
0
لطفا نظراتتان را کامنت کنید x
()
x