غرقگی، راز شگفت انگیز شادکامی

 

چطور میشه که با وجود شکست و زمین خوردن در زمینه های عاطفی، مالی و شغلی بتوانیم همچنان سرپا و سالم بمانیم و به مسیر ادامه بدیم.

چطور میشه که قطرات آب در طی مسیر رودخانه از آبشارها به پائین میافتند و با صخره ها برخورد میکنند و در سراشیبی ها سرعت میگیرند و در سربالایی ها به کندی حرکت می کنند ولی در مسیر باقی می مانند و همچنان در تشکیل واژه ای به نام روخانه جاری به هم کمک میکنند

 

همیشه دوست داشتم بدونم چی باعث میشه که زندگی با تمام سختی هاش ارزش زندگی کردن و مبارزه کردن رو داشته باشه. به همین خاطر در بین روش های گوناگون اعم از علم و مذهب و هنر و فلسفه دنبال پاسخی برای سوال ذهنی ام بودم تا بتونم به درک بهتری از زندگی و شادکامی برسم.

در این بین به پاسخ هایی رسیدم که شاید درست بنظر میرسیدند ولی چندان قانع کننده نبودند و نوع نگاه آنها به مساله جزئی بود.

تا اینکه وقتی از نظر مالی در شرایط نامساعدی بودم و سخت در تلاش برای درس خوندن و قبول شدن در کنکور دکتری بودم با اتفاقاتی در زندگی ام آشنا شدم که به هیچ وجه بر طبق شرایط جاری زندگی ام نبود. من بی پول بودم و جایگاه اجتماعی دلخواهم رو نداشتم ولی شاد و خوشحال بودم. و این شادی و خوشحالی در حالیکه جایگاه های دلخواه زندگی ام را نداشتم برای من تناقضی گیچ کننده بود.

 

شاید لازم بود اندکی تفکر یا بهتر بگم تامل کنم و این کار رو انجام دادم و سرانجام به این نتیجه رسیدم که من در جهت جریانی که باید حرکت کنم در حرکت هستم و با وجود آبشارها و صخره ها هیچگاه متوقف نشدم. با اینکه خبری از دریا نبود ولی حس در مسیر بودن و  رها نکردن باعث شادی و نشاط من بود.

 

قطره های آب داخل رودخانه ترسی از نرسیدن به دریا ندارند آنها نگران آینده نیستند و تنها به جاری بودن و سیال بودن در زمان حال فکر میکنند. 

 

با اندکی تفکر و مطالعه یافتم که ابهام و ترس از آینده بزرگترین آسیب به شادمانی ما در زمان حال است.

به افراد در جامعه نگاه کنید خواهید دید که ابهام و نگرانی آنها از اینکه در آینده چه خواهد شد خواب خوش ار از زمان حال آنها ربوده است و این ترس و ابهام باعث شده است که سیال زندگی نکنند.

 

در سال ۱۹۵۶ تحقیقی در امریکا انجام شد که ۳۰ درصد شرکت کنندگان معتقد بودن شاد هستند و این عدد در ادامه هم بدون تغییر باقی ماند. در حالیکه در همین دوران میزان تورم و سختی زندگی در امریکا افزایش پیدا کرد ولی آنها همچنان شاد بودند. همچنین مشخص شد که کاهش منابع درآمدی و ضروریات زندگی شاید بتواند بر روی شادمانی تاثیر منفی داشته باشد ولی افزایش سطح درآمدی و منابع و ضروریت های زندگی نمی تواند باعث افزایش شادکامی شود.

 

آنچه که در این بین اهمیت می یابد زمان حال و نحوه جاری بودن در زمان حال است. اینکه شما تا چه اندازه در فعالیت های روزانه و یا روزمره خودتان سیال بودن را رعایت میکنید، به همان نسبت شاد خواهید بود.

حال سوال من از شما این است که تا چه میزان در انجام فعالیت های روزانه خودتان آگاهانه یا ناآگاهانه خوشحال و شادمان هستید؟

چه چیز باعث میشود که این فعالیت ها و کارهای روزمره به نظر شما ارزشمند باشد و شما را متقاعد کند که زمان لازم را به آن اختصاص دهید؟

جه کاری بایستی انجام دهیم تا کارهای روزمره در نظر ما مهم و ارزشمند بنظر برسند؟

 

نظر شما چیه که نوع نگاه خودمون رو به اتفاقات و زندگی تغییر بدیم و یا از زاویه ی دیگری به آنها نگاه کنیم.

اگر تمام آئین و رسوم و عقاید و باورهای هر قومی را بررسی کنیم به این نتیجه میرسیم که پندها و توصیه ها و بایدها و نبایدها همگی جزء اصول مهم و شادی بخش آنها هستند که از گفتن انها و انجام دادن انها به لذت شادی وصف ناپذیری میرسند.

برای مثال نوع عبادت هندوها و اعمال و رفتاری که انجام میدهند همگی بخشی از اعمال ارادی و لذت بخشی است که با خواست و میل خود انجام میدهند و بعنوان مسائل پیش پا افتاده و روزمره نیستند. شادی نحوه انجام بسیاری از آنها مشمول روزمرگی باشد ولی واقعیت در باطن انهاست که برای پیروانش لذت بخش است.

زیرا نوع نگاه انها به معابد و مساجد و اعمال و رفتاری آئینی بسیار متفاوت است و در واقع آنها واقعیت را متفاوت از دیگران میبینند.

حتی نوع نگاه بازیگران به تئاتر و موسیقی دانان به سالن کنسرت متفاوت از یک ورزشکار و یا یک فرد عادی است که علاقه ای به آنها ندارد.

این مکانها و این عقاید همگی عواملی هستند که فرد میتواند زندگی را در شکل منسجم تر و منظم تر و هدفمندتر درک کنند.

15 تکنیک فوق العاده برای کاهش اضطراب، افزایش تمرکز و اتخاذ تصمیمات بهتر

 

این عوامل باعث ایجاد نوعی شادی حداکثری در افراد میشود که نه تنها از گذر زمان ناراضی نیستند بلکه از حضور در این فضا و زندگی بر اساس این باورها بسیار خوشحال و شادمان هستند.

 

اگر میخواهی در درک این واقعیت مشارکت کنی باید واقعیت را متفاوت درک کنی

و اگر میخواهی در لحظه خوشحال باشی باید بدانی که درک تو از شرایط دیگران میتواند تو را دچار نوعی سردرگمی و ناخوش کند ولی اگر بر روی کار خود و اعمال و رفتارها و سلایق و علایقت متمرکز باشی میتوانی انعطاف پذیری بیشتری به خرج دهی، سیال تر باشی و میزان رضایتمندی ات از گذر زمان بیشتر باشد.

میخام بدونم آیا شما درگیری عاشفانه ای با کارهای در دست انجام خودت داری؟

پاسخ رو توی ذهنت نگه دار و مقاله رو ادامه بده.

بر طبق تحقیقات سلیگمن انسانهای شاد دارای ویژگی هایی هستند که هر کدام از آنها میتواند میزان شادی را در خود افزایش دهد. انسانهای شاد کارهایی را در زندگی انجام میدهند که از انجام آنها به لذت فوق العاده و وصف ناشدنی میرسند و بگونه ای غرق در آن فعالیت میشوند که بهیچ وجه گذر زمان را متوجه نمیشوند و بعد از انجام آن فعالیت ها یا به ارامش سطح بالایی میرسند یا اینکه به شادی و نشاط مضاعفی دست پیدا میکنند که سر از پا نمیشناسند.

 

بر طبق تحقیقات علوم اعصاب، مغز انسان قادر نیست در هر ثانیه بیش از ۱۱۰  قسمت از اطلاعات را پردازش کند و برای اینکه شما بتوانید همین مقاله ای که در حال مطالعه آن هستید را بخوبی و با تمرکز بالا درک کنید باید در هر ثانیه ۶۰ قسمت از این اطلاعات دریافتی را پردازش کنید و چنانچه کمتر از این حد درگیر این مقاله باشید نمیتوانید درک صحیحی از مطالب ارائه شده در این مقاله داشته باشید.

حال اگر شما درگیری و حضور کاملی در یک فعالیت داشته باشید بتدریج با پیش رفتن در آن فعالیت کم کم گرسنگی و خستگی، هویت شما، شخصیت شما و احیانا مشکلات شخصیتی و شخصی از خودآگاه ذهن شما خارج میشود زیرا فضای کافی برای اینکار وجود ندارد و اینجاست که شما به بالاترین سطح از تمرکز خود میرسید.

 

پس اگر میخواهید کاری را به درستی و با بالاترین سطح از موفقیت انجام بدهید این باور را در ذهن خود قلاب کنید:

اگر روی موضوع یا فعالیتی تمرکز کامل داشته باشم، میتوانم به نحو احسن آن را انجام دهم آنگاه برای من مهم و شادی آور خواهد بود

 

یا من و شما آنقدر ماهر و مسلط هستیم که میتوانیم چنین تمرکزی را بر روی فعالیت دلخواهمان داشته باشیم یا اینکه با تمرکز کافی بر روی یک فعالیت میتوانیم به مهارت و تسلط کافی در آن دست پیدا کنیم.

در اینجاست که شما میتوانی سیال و جاری باشی و از حرکت در مسیر رودخانه (انجام فعالیت ) بینهاست لذت ببری و حتی اشتیاق سوزانی به موانع و مشکلات مسیر داشته باشی؛ چون بر این باوری که این بخشی از مسیر رودخانه است.

 

مژده ی من به شما در رسیدن به این مرحله از تمرکز، شکوفا شدن خلاقیت های شماست که ناشی از تمرکز بالاست. تصور کنید که در حین انجام فعالیت هایی بسیار معمولی و عادی ذهن شما ابرهایی از ایده و خلاقیت را بر روی سر شما بوجود اورد و به ازای هر ابر لبخندی بر روی لبان شما نقش ببندد. مگر شادی واقعی چیزی غیر از این است؟

 

حال به سوالات زیر بیاندیشید:

احساس در جریان بودن چگونه احساسی است؟

چگونه میتوانیم بفهمیم که آیا در جریان هستیم یا خیر؟

برای پی بردن به این موضوع ۷ اصل وجود دارد که در ادامه به ان اشاره خواهد شد:

  • درگیر شدن کامل در کاری که در حال انجام ان هستیم با حداکثر تمرکز و جدیت
  • حس شادی و نشاط حقیقی؛ بگونه ای که تصور کنید خارج از واقعیت های روزمره هستید
  • برخورداری از شفافیت درونی بگونه ای که میدانید در حرکت از یک لحظه به لحظه ی دیگر چه میخواهید
  • بدانید که این فعالیت انجام شدنی است؛ یعنی شاید سخت باشد ولی انجام شدنی است
  • در حال یا آینده به شما حس خوشبختی خواهد داد
  • حس از دست دادن زمان، بگونه ای که خودت را در زمان گم میکنی و متوجه گذر آن نخواهی شد
  • انگیزه درونی، جریانی که حس زندگی مجدد به شما در حال و یا آینده را خواهد داد

 

اگر تمام شرایط فوق در شما محقق شود آنگاه کاری که انجام میدهید در ذات و نوع خودش ارزشمند خواهد بود و نیازی به دلیلی برای ارزشمند شدن ندارد.

در جریان بودن حس فدرتمند دیگری را با خود بهمراه دارد و همانا باعث میشود که حس کنید بخشی از یک واقعیت بزرگتر هستید یا خواهید شد.

 

در مرکز بودن در رودخانه باعث میشود که همیشه در جریان باشید و همراه همیشگی مسیر باشید 

 

در جریان بودن

 

برای اینکه همیشه در جریان باشی بایستی در نقطه تعادل قرار بگیری و از متمایل شدن به یک سمت پرهیز کنی و حتی اگر به هر دلیلی خواسته یا ناخواسته به سمتی متمایل شدی بهترین کار بازگشت به نقطه تعادل است.

خودتو زندگی کن

پس فراموش نکنیم که درگیر شدن افراطی در فعالیت ها به معنای در جریان بودن نیست بلکه انجام لذت بخش کارها برای اینکه بتوانید سهمی در دنیا و بهتر شدن دنیا داشته باشید را شامل میشود

فرمول رسیدن به بالاترین حد از در جریان بودن پاسخ به این دو سوال است: از خود بپرسید چه کاری را بیشتر از همه دوست دارم انجام دهم؟  در کدام زمینه میتوانم ارزش بیشتری را به دنیا اضافه کنم؟  تداخل میان این دو گزینه همانجایی است که بایستی بر روی آن متمرکز شوید.

 

در ادامه نقطه تعادل را با کمک نموداری که توسط میهالی یکی از روانشناسان برجسته در حوزه روانشناسی شادکامی بدست آمده است توضیح میدهیم

اسلاید زیر که توسط میهایلی در سخنرانی خود ارائه شد نقطه ای را نشان میدهد که مابین میزان سختی چالش ها و درجه مهارت شما قرار دارد.

تمرکز

 

اگر شما دچار چالش بزرگی شوید در ابتدا به شدت دچار استرس و اضطراب خواهید شد و اگر به تلاش و پشتکار خود برای غلبه بر چالش ادامه دهید دیگر نه تنها برای شما استرس زا نیست که به یک چالش عادی و چه بسا انگیزشی و شوق آور تبدیل خواهد شد و باعث به جریان افتادن شما خواهد شد.

در نقطه مقابل ممکن است شما به فرد ماهر و مسلطی در زندگی تبدیل شوید ولی فقدان چالش مهم و تهییج کننده باعث خستگی و یکنواختی زندگی حتی در بالاترین سطح برای شما شود. و فقط چالش های بزرگ میتواند حس مفید بودن و موثر بودن را به شما بدهد.

اگر در منطقه کنترل (Control) هستید یعنی مهارت متوسط به بالا دارید و میزان چالش زیر متوسط است و شما در وضعیت راحت و بی دردسری به سر میبرید و ضرورتی برای بزرگ فکر کردن و تصویر سازی و رویا پردازی نمی بینید.

اگر در منطقه خستگی  (Boredom) و کلافگی هستید بدن معناست که سطح مهارتهای شما متوسط به پائین است و چالش های اندکی در زندگی دارید و لازم است که خودتان برای خودتان چالش ایحاد کنید تا در چریان باشید.

اگر در منطقه برانگیختگی (Arousal) هستید بدن معناست که میزان مهارت های شما در حد متوسط است و میزان سختی چالش متوسط به بالاست و شما برای یادگیری و کسب مهارت برانگیخته شده اید و در جریان قرار خواهید گرفت.

و اگر در منطقه بی علاقگی (Apathy) قرار دارید بدان معناست که از میزان مهارت متوسط به پائین برخوردارید و میزان سختی چالش پیش روی شما نیز قابل توجه نیست پس ضرورت و نیازی برای در جریان بودن را احساس نمی کنید.

ولی اگر به موازات افزایش میزان سختی چالش های زندگی به همان نسبت مهارت و توانایی های خودتان را افزایش دهید در نتیجه به همان نسبت بیشتر در جریان خواهید بود و از سیالیت بالاتری برخوردار خواهید شد.

زندگی خلاقانه

 

حرکت در مسیر آبی رنگ همان در جریان بودن است

 

آیا راهکاری برای اینکه بتوانیم مدت زمان بیشتری در حالت غرقگی بمانیم وجود دارد؟

راهکار: دائما احساس خود را چک کنید که آیا احساس به سمت خستگی و اضطراب در حرکت هستید یا خیر؟ اگر به سمت خستگی در حرکت هستید حتما چالشی را وارد زندگی خود کنید مثلا یادگیری یک مهارت جدید، حضور در یک دوره آموزشی، دوستی با افراد جدید که مفید و موثر هستند و غیره. و اگر به سمت ناامیدی حرکت میکنید فعالیت خودتان را بر اساس قانون کایزن به بخش های کوچکتر تقسیم کنید و در هر مرحله فقط یک بخش را به سرانجام برسانید.

 

حال فهمیده ام که چرا در آن شرایط سخت زندگی که برای من بسیار چالش برانگیز بود همچنان خوشحال و شادمان بودم؛ چون در جریان بودم و در مسیر رودخانه حرکت میکردم و با هر چالشی که در مسیرم قرار میگرفت بخشی از وجودم قدرتمندتر و ماهرتر میشد و در نقطه مقابل از خستگی و ناامیدی فاصله داشتم

 

برانگیختن

 

حال نوبت شماست که با نوشتن ارزشی را تولید کنید . . .

 

 

 

5 2 رای ها
کیفیت مقاله
کاربر
Notify of
14 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین پرطرفدارترین
Inline Feedbacks
مشاهده تمام دیدگاه ها
مدرس هوش مالی
مدرس هوش مالی
کاربر
3 ماه قبل

سلام و تشکر بابت مطالب فوق العاده لازم و مفیدی که همه افراد درهر رده و جایگاهی باهر حرفه ای به آن نیاز دارن
شاد بودن واقعا باید در درون آدم ها باشه و اینک اینجا اشاره کردید بعضی آدما صرفا حتی با داشتن مسائل و چالش بازهم شادن خیلی می‌تونه تلنگرباشه برای همه ما که اگر در جریان کاری که دوسش داریم و هدفمون هست باشیم حتی چالش و سختیهای اون راه می‌تونه آدمهارو قوی کنه.
خیلی جالب بود مطلبتون اینکه میزان مهارت و چالش باید درحد تعادل باشه تابتونه اون حس شاد و پرانگیزه بودن رو به آدمها بده.فقط باید درجریان بود باحفظ تعادل تواون حس مفید بودن و رسیدن به هدف همیشه زنده باشه در درون.

بهمن راد
بهمن راد
کاربر
1 ماه قبل

بسیار عالی و کاربردی بود

راضیه صدری
راضیه صدری
کاربر
1 ماه قبل

با سلام و تشکر از مقاله خوبتون در زمینه شادکامی.به امید روزی که همه ما به جایگاه واقعی و شادی درونی برسیم

الهام
الهام
کاربر
1 ماه قبل

سلام استادگرامی،خوشحالم که باراهنمایی های شما ومطالعه مقاله های ممتاز و بی رقیب تون امروز من در مسیر جریان قرار دارم واز تک تک لحظه ها و کارام لذت میبرم و عاشقانه انجامشون میدم

کوچینگ نوجوان
کوچینگ نوجوان
کاربر
1 ماه قبل

سلام استاد عزیز .سپاس فراوان برای این همه مطالب مفید
مقاله ی بالا حس و حال بسیار خوبی به من داد و انگیزه من رو برای رسیدن به هدفم بیشتر کرد. اکثر افراد در راه رسیدن به اهدافشون صفر تا صد میشن و نقطه تعادل را گاهی گم میکنن.به نظر من این مقاله میتونه افراد را به فکر فرو ببره که چالش های زندگی همیشه هستن و این خود ما هستیم که باید شاد بودن رو یاد بگیرم ،به نقطه تعادل برسیم و با خودآگاهی به اهدافمون نزدیک و نزدیک تر بشیم.

نگین
نگین
کاربر
1 ماه قبل

سلام و خسته نباشید. ممنون بابت مطالب واقعا عالی بود. حتما ازش استفاده میکنم و روی خودم کار میکنم.

حسینی
حسینی
1 ماه قبل

به نظر من همراه با جریان زندگی پیش رفتن اون هم به شکلی که تحت هر شرایطی بتونی حالتو خوب نگه داری مهارتیه که همه ما باید یاد بگیریم.
به نظر کمی دشوار میاد چون ممکنه گاهی در شرایطی قرار بگیریم که مدیریت کردنش برامون راحت نباشه و نیاز به تمرکز داشته باشیم ولی مطمئنا اگر تمرین داشته باشیم امکان پذیر میشه.
موضوع دیگری که بهمون کمک میکنه تمرکز روی کاریه که بهش علاقه داریم و سطح شادی ما رو بالا میاره .یا دیدار با فردی که به ما ارامش میده میتونه به ما کمک کنه تا مسائله ای که برامون پیش اومده رو راحتتر حل کنیم.
ممنون از محتوای مفیدی که ارائه دادید.

کوچینگ نوجوان
کوچینگ نوجوان
کاربر
1 ماه قبل

فکر می کنم برای بودن در مسیر شادی و قرار گرفتن در نقطه تعادل ،گاهی اوقات نیاز به تلنگر دارد.باید به خودت یادآوری کنی که مسئولیت شاد بودن هرکسی برعهده خودش است نه دیگران و شاد بودن یک انتخاب است و قطعا حضور یک نفر که بهت انگیزه بدهد نقش مهمی دارد که تو همیشه در مسیر باشی.
سپاس از مطالب کاربردی که بیان کردید.عالی بود .

14
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x